الشيخ المنتظري

557

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

مقصودشان اين است كه شما هم نسبت به دستورات من معصيت كرديد و در آخر به حسرت و حيرت مبتلا شديد . خطبه 36 و من خطبة له ( عليه السلام ) فى تخويف اهل النهروان : « فَاَنَا نَذِيرُكُمْ أَنْ تُصْبِحُوا صَرْعَى بِأَثْنَاءِ هذَا النَّهْرِ وَبِأَهْضَامِ هذَا الْغَائِطِ ، عَلَى غَيْرِ بَيِّنَة مِنْ رَبِّكُمْ وَلاَ سُلْطَان مُبِين مَعَكُمْ ، قَدْ طَوَّحَتْ بِكُمُ الدَّارُ ، وَاحْتَبَلَكُمُ الْمِقْدَارُ ، وَقَدْ كُنْتُ نَهَيْتُكُمْ عَنْ هذِهِ الْحُكُومَةِ فَاَبَيْتُمْ عَلَىَّ إبَاءَ الُْمخَالِفِينَ الْمُنَابِذِينَ ، حَتَّى صَرَفْتُ رَأْيِي اِلَى هَوَاكُمْ ، وَاَنْتُمْ مَعَاشِرُ اَخِفَّاءُ الْهَامِ ، سُفَهَاءُ الاَْحْلاَمِ ، وَلَمْ آتِ - لاَ اَبَا لَكُمْ - بُجْراً ، وَلاَ أَرَدْتُ لَكُمْ ضُرّاً » اشاره به گروههاى مخالف حضرت على ( عليه السلام ) و داستان خوارج در موارد ديگر گفته ايم كه حضرت با سه دسته از مخالفين جنگيدند : يك دسته آنهايى بودند كه جنگ جمل را به راه انداختند و به آنها « ناكثين » گفته مىشود ، يعنى كسانى كه بيعت خود را شكستند و با آن حضرت به مخالفت برخاستند ، سردسته آنها طلحه و زبير بودند كه با تحريك عايشه و به همراه در آوردن او جنگ جمل را به راه انداختند . دسته ديگر قاسطين بودند ، يعنى كسانى كه ظلم و جور كردند ; معناى « قسط » هم عدالت و هم جور است و اينجا مقصود جور است و « قاسطين » يعنى ظالمين ; اينها بانيان جنگ صفّين هستند كه سركرده آنها معاويه و عمروعاص بود . و دسته سوّم مارقين يعنى خوارج بودند ، « مارقين » جمع « مارق » است و به كسانى گفته مىشود كه در اعتقاد از امام خود جلوتر افتاده اند ; از اين جهت كه